صدا کافی نیست؛ لحن اهمیت دارد
از آغاز، هدف من تنها رسیدن به صدایی بلندتر یا سازی آراستهتر نبود. آنچه بیش از همه دنبالش بودم «لحن» بود؛ کیفیتی که به صدا شخصیت میدهد و باعث میشود سهتار با هویت خاص خودش شنیده شود.
یک ساز میتواند شفاف یا بلند باشد، اما تا زمانی که میان اجزایش رابطهای معنادار شکل نگیرد، هنوز به شخصیت صوتی کامل نرسیده است.
یک سیستم آکوستیکی واحد
در ساخت هر سهتار، انتخاب چوب، هندسهٔ کاسه، ضخامت و انعطاف صفحه، خرک، سوراخکاری، اکشن و نسبت میان اجزا بخشی از یک سیستم آکوستیکی واحدند.
بسیاری از تصمیمهای نهایی نه فقط با اندازه و شابلون، بلکه با گوش، دست و تجربهٔ سازگر گرفته میشوند. صفحه بارها شنیده و با لیسه اصلاح میشود و سوراخها نیز مرحلهبهمرحله در پاسخ به صدای همان ساز جانمایی میشوند.
معماری ایرانی؛ الهامی سازهای
در طراحی فرم از منطق معماری ایرانی آموختهام؛ از قوسها و طاقها نه صرفاً بهعنوان زیبایی بصری، بلکه بهعنوان ساختار.
الهام من از معماری ایرانی تزئینی نیست؛ سازهای است. کاسه و دسته باید هم در شکلگیری لحن و پاسخ آکوستیکی نقش داشته باشند و هم ساز را به امتدادی طبیعی و راحت از بدن نوازنده تبدیل کنند.
تعادل برای نوازندهٔ امروز
هدف نهایی من ساخت سهتاری با هویت صوتی روشن، زنگ و شفافیت، تعادل میان سیمها، تفکیک مناسب نتها و ارگونومی دقیق است؛ سازی که هم ظرافت شیوههای قدیمی موسیقی ایرانی را حفظ کند و هم فضای کافی برای بیان و تکنیک نوازندگان امروز داشته باشد.
پس از همهٔ این سالها، اصل کار همان است: کشف و آزاد کردن صدایی که امکان آن از پیش در چوب نهفته است.

