دانشی در آستانهٔ فراموشی
در سالهای جستوجو و تجربه در کنار استاد علیاصغر بیانی، با بخشی از سنت قدیمی دوتار آشنا شدم که بهتدریج رو به فراموشی رفته بود: استفاده از سیم ابریشمی.
حاج قربان سلیمانی از واپسین استادانی بود که دانش عملی آمادهکردن این سیمها را میشناخت. استاد بیانی زمانی از این فرایند فیلمی تهیه کرده بود، اما فیلم بعدها از دسترس او خارج شد و با درگذشت حاج قربان، این نگرانی وجود داشت که بخشی از این دانش نیز از میان رفته باشد.
از رسالههای کهن تا کارگاه قزوین
سالها بعد با سیفالله شکری آشنا شدم که با مطالعهٔ رسالههای کهن و آزمون مواد و روشهای متعدد، روی بازسازی سیمهای ابریشمی کار کرده بود. در کارگاه او در آبانبار تاریخی حکیم قزوین، انواع این سیمها را روی تنبور و دوتارهای مختلف آزمایش کردیم.
پس از آن، دوتاری بر اساس قالب حاج قربان سلیمانی ساختم؛ سازی که از ابتدا برای پاسخگویی مناسب به ابریشم در نظر گرفته شده بود.
نخستین زخمه
ابتدا آن را با سیم فلزی نواختم. صدایی بم و زیبا داشت. سپس سیمها را با ابریشم جایگزین کردم. با نخستین زخمه، صدایی را شنیدم که سالها پیش از دوتار حاج قربان در خاطرم مانده بود: بم، لطیف، عمیق و بهشکل شگفتآوری نزدیک به صدای انسان.
آزمایش همین ترکیب روی نمونهٔ دیگری از همان قالب نیز دوباره به همان خانوادهٔ صوتی رسید؛ نشانهای که تجربه را از یک اتفاق تصادفی فراتر میبرد.
با نخستین زخمه، صدایی شنیدم که سالها از ساز حاج قربان در خاطرم مانده بود.
یک نظام صوتی واحد
این تجربه نشان داد که احیای چنین صدایی تنها با تعویض سیم ممکن نیست. سیم، صفحه، کاسه، خرک، کشش و شیوهٔ نوازندگی باید بهعنوان یک مجموعه در نظر گرفته شوند.
از اینجا پروژهای شکل گرفت که آن را «بازگشت ابریشم» مینامم؛ نه تلاشی برای ادعای بازسازی دقیق صدای گذشته، بلکه جستوجویی برای دوباره شنیدن بخشی از حافظهٔ صوتی دوتار.

